متنفرم، متنفرم از آدمایی که برایِ بهم زدنِ زندگیِ یه آدم دست به هر کاری میزنن، متنفرم ازت دختره یِ بیب متنفررررررر
تو نه تنها به اندازه یِ سنت نمیفهمی که به همان اندازه هم شعور نداری.
کاش یه در صد از مهربونی ـایی که تویِ خوابایِ من داری رو تویِ واقعیت داشتی...
قبول نشدم، اصلا امتحانی که دادم الکی بود چون کلا پذیرفته نشدم آخه درصدِ معدل ِ پیش دانشگاهی ـم یک در صد از اون چیزی که میخوان کمتره، یعنی دادنِ اون امتحان مساوی بود با اینکه خواستن یه پولی عَ آدم گرفته باشن، گفتن اگه میخوای بپذیریمت برو بیرون ielts ، act و نمیدونم یه چی دیگه رو بخون مدرکاشُ وردار بیار تا ثبت نامت کنیم، با خودم گفتم اگه قرار باشه اینا رو بیرون بخونم بعدش مغز ِ خر که نخوردم بیام اینجا میرم north atlantic مدرکشم معتبرتره :|
ناراحتمـ... :)
عزیزم نکته همینجاست، اینکه من سکوت میکنم چون میفهمم و تو حرفِ مفت میزنی چون فکر میکنی من نفهمم...
کاش میتونستم از آدمـایِ دور و برم فرار کنم، فرسخ ـها دور بشم ازشون، خیلی دووووووور، حالم از تک تکِ ـشون بهم میخوره، نمیتونم تحملشون کنم زیادی ـَن خیلی هم زیادی ـَن... برام هضم شدنی نیستن نه خودشون نه حرفاشون.