✖ دخترک ِ اشتباهی ✖

"میروم با رهِ خود، سر فرو چهره بهم... با کسم کاری نیست، سد چه میبندی به رهم؟!"

32

هنوز خیلی جا داره که زندگی رویِ بد به ما نشون بده یا این تَهـ ـِشه؟!

  
نویسنده : هُدی ! ; ساعت ٦:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٧
تگ ها :

31

هروقت تویِ تنهاییت دست از انجام ِ کارت کشیدی و خیره شدی به یه جایی و بعدش هم زدی زیر ِ خنده... بفهم حالت خیلی وخیمه.

  
نویسنده : هُدی ! ; ساعت ۱:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۳
تگ ها :

30

آشفتگی ِ این روزهایم را مدیون ِ قول هایی هستم که آن روزها برایِ رسیدن به هر خواسته ای به خدا میدادم و بعد خیلی راحت میزدم زیرش.

  
نویسنده : هُدی ! ; ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۳
تگ ها :

29

دلم هیچ کس را نمیخواهد.
راستش را بخواهید حالم از همه چیز بهم میخورد... هیچ چیز سر ِ جایِ خودش نیست، من هم اصلا خوب نیستم.

  
نویسنده : هُدی ! ; ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۱
تگ ها :

28

"بیرون از خونه دلا همه سنگ، هرچی میبینی رنگِ و نیرنگ،
تو مثلِ پر میبردت باد، حتی یادت هم میبرند از یاد..."

+ دل ِ کوچولو - مهستی (کلیک)

  
نویسنده : هُدی ! ; ساعت ۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۱
تگ ها :

27

"استغفر الله ربی و اتوب الیه"

  
نویسنده : هُدی ! ; ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٠
تگ ها :

26

اجازه نده با برچسب قسمت نبود آرزوهات رو ازت بگیرن و آینده ات رو نابود کنن.

+ دلم گرفته، خیلی.

  
نویسنده : هُدی ! ; ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۸
تگ ها :

← صفحه بعد